جنگ سرد تا به حال دست مایه داستان های بسیاری بوده است. جنگ سرد اصطلاحی است که به دوره‌ای از رقابت، تنش، و کشمکش‌های سیاسی بین بلوک شرق و بلوک غرب (ایالات متحده و متحدان ناتو) بعد از جنگ جهانی دوم گفته می‌شود. مورخان در تاریخ شروع و پایان جنگ سرد کاملاً موافق یکدیگر نیستند، اما در دوره زمانی بین سال‌های ۱۹۴۷ دکترین ترومن (یک سیاست خارجی ایالات متحده که متعهد می‌شد به کشورهایی که در خطر سلطه شوروی بودند کمک کند) تا سال ۱۹۹۱ فروپاشی شوروی نظر مشترک دارند.

در طول این دوره رقابت میان این دو ابرقدرت در عرصه‌های گوناگون مانند اتحاد نظامی، ایدئولوژی، روانشناسی، جاسوسی، ورزش، تجهیزات نظامی، صنعت و توسعه فناوری ادامه داشت. این رقابت‌ها پیامدهایی مانند مسابقات فضایی، پرداخت هزینه‌های گزاف دفاعی، مسابقات جنگ‌ افزار هسته‌ای و تعدادی جنگ‌ های غیرمستقیم به دنبال داشت.

این جنگ حالا بار دیگر توسط استودیو Creative Forge Games موضوع و محوریت اصلی بازی دیگری شده است. این عنوان با نام Phantom Doctrine سعی بر آن دارد که با حال و هوای خاص خودش، روایتی نوین از این جنگ قدیمی به جا بگذارد. روایتی که در آن دکترین ترومن را به باد سخره گرفته و به آن برچسب خیالی بودن زده می‌شود. پس با همراه باشید تا ببینیم این استودیو با چنین تم قدرتمندی چه کرده است.

بارون، خون و گلوله
همه چیز از یک کوچه بارانی ساکت شروع می‌شود. جایی که شما باید یک مدرک را از دشمن سرقت کنید و سپس محل ماموریت را ترک کنید. از همان اول، بازی ذات پیچیده خود را به رخ می‌کشد. در همین چند دقیقه متوجه خواهید شد که بازی قرار است سخت، دارای المان های مخفی کاری و ته مایه علمی-تخیلی باشد. اتمسفر سنگین همین مرحله نشان از آن دارد که فنتوم دکترین می خواهد بازی جدی ای به شمار برود و در این امر موفق هم شده است.

نکته جالب این حا است که بازی هر چه که دارد و ندارد را در همان مرحله معرفی می‌کند و حدود 10 ساعت آینده شما باید همین مراتب را در محیط های مشابه و در قالب های دیگر اجرا کنید. فنتوم دکترین هیچ وقت مرز معمولی بودن را نمی‌شکند و خود بازی نمی‌خواهد از پوسته یک عنوان روتین بودن صرف خارج شود.

نوبتی هم باشد، نوبت دشمن است
بازی هایی که بستر آن ها نوبتی است، باید جذابیت خود را در طول بازی حفظ کنند؛ چرا که هیجان و ضرب آهنگ یک بازی اکشن را ندارند. بازی هایی هم چون فاینال فانتزی، پرسونا و غیره سعی می کنند با بسط دادن داستان و محیط ها، همچنین ظرافت طراحی شخصیت ها و دیالوگ های سیال کمبود ضرب آهنگ بالای مبارزات را پوشش دهند. اما فنتوم دکترین راه بازی نوبتی هم چون X-Com را در پیش گرفته است؛ جایی که مبارزات و اتمسفر آن قدر قوی هستند که نیازی به عناصر گفته شده قبلی نباشد.

اما این عنوان به دلیل بودن در آغاز راه، نمی تواند گیم پلی دینامیکی و متغیری هم چون اکس کام ارائه دهد؛ اتفاقا در نقطه ای کاملا متضاد، فنتوم دکترین بیشترین ضعف را در قسمت مبارزات به نمایش می گذارد. فرض کنید شما در مرحله ای 3 کاراکتر در اختیار دارید. با استفاده از استراتژی های زیاد و استفاده از مخفی کاری به مقصود خودتان که مثلا سرقت دسته ای از مدارک دشمن است می رسید.

در آخرین قدم و برای فرار از مقر دشمن بازی شما را محبور به استفاده از سلاح و تیراندازی می‌کند. شما هم باز درگیر ریختن و ست کردن استراتژی های درگیری می‌شوید. شما سه نوبت به جلو می‌روید و دشمنان را از میان بر می‌دارید اما ناگهان گله ای جدید از دشمنان به سمت شما سرازیر می شوند و شما تیمتان را در رو اتاق مجزا و پشت موانع پنهان می‌کنید. اما در نوبت دشمن، در عین تعجب مشاهده می‌کنید که آن ها از هر زاویه و فاصله ای شما را هدف قرار می‌دهند.

تلاش شما برای دفاع هم بی فایده است و با مرگ هر 3 مامور خود، تمام زمان صرف شده برای این ماموریت به هدر می‌رود. وقتی می‌گویم که بازی جذابیت خود را به دست خودش می‌کشد منظورم همین پدیده چرخه مخفی کاری، مبارزه و مرگ است. حتی در سختی نرمال هم شما برای هر مرحله باید چند ساعتی وقت صرف کنید تا راه حل پایان دادن آن را پیدا کنید.

ولی این نکته که بازیکن باید برای زدن یک تیر چندین دقیقه فکر کند و نقشه بریزد ولی در طرف مقابل سربازان دشمن از هر نقطه ای و از پشت هر مانعی بتوانند شما را مورد هدف قرار دهند مشکلی نابخشودنی در فنتوم دکترین است!

سیاست، تاریخ، تحریف
برای بازی ای که این قدر تم سیاسی و تاریخی اش را به رخ می‌کشد وجود هزاران نکته که صرفا برای تسویه حساب سیاسی با کشور های مختلف درون بازی جای داده و همه اش در مغایرت با تاریخ است، نکته بسیار بدی به شمار می رود. نام بردن از کشوری به نام پاکستان که صرفا در جنگ سرد در کنار چین و افغانستان راه ارتباطی جا به جایی سلاح بوده است، به عنوان یک محل دپو موشک های هسته ای کمی مخاطب را از نویسنده های بازی نا امید می‌کند.

در کنار این ها استفاده از عکس رئسای جمهور اخیر کشور های خاورمیانه ای هم چون ایران، به جای دکتر های مناطق تحقیقاتی هسته ای (آن هم با فتوشاپی بسیار ضعیف)، خبر از خارج بودن ذهن تیم سازنده از بستر سیاسی روز و حتی سعی بر دامن زدن نقاط منفی تاریخ کشورها است. حضور المان های علمی-تخیلی تنها نکات مثبت دست کاری تیم سازنده در رابطه با این بستر تاریخی است. با استفاده از این بهانه، مکانیزم هایی هم چون ذهن خوانی و در اختیار گرفتن کنترل دشمن به بازی اضافه شده است که تقریبا از جذاب ترین نکات این اثر به شمار می روند.

لطفا تکلیف ما را مشخص کنید!
شما در کنار ماموریت های گفته شده، وظیفه ساخت و کنترل مخفیگاه و مامورانش را نیز بر عهده دارید. باید از میان شخصیت های متنوع، که بعضی از آن ها توسط خودتان ساخته شده اند را به کار بگیرید. همچنین در مقاطعی وظیفه اخراج کردن آن ها را نیز بر عهده می‌گیرید که می‌تواند به ضرر خودتان تمام شود! یعنی اشخاصی که توسط شما اخراج می‌شوند می‌توانند علیه تان قیام کنند و جاسوسی شما را برای دشمن انجام دهند.

با همین ایده که مستقیما از اکس کام پیاده سازی شده است، یک مکانزیم خیلی عظیم به بازی اضافه شده است؛ حالا در کنار این، شما باید همانند یک بازی ادونچر سنگین از میان چندین صفحه مقاله و مدارک یافته شده از مقر های رقیب، کلمه به کلمه را بررسی کنید تا جواب سوال های اساسی بازی را پیدا کنید. اشتبه نکنید، این تصمیم ها صرفا برای پیشبرد داستان نیست، بلکه برای پیشروی در بازی باید نکات مهم این مدارک را پیدا کنید!

یادم میاد آخرین بار که در گلاسوری یک بازی بالا و پایین رفتم و ساعت ها وقف مطالعه نوشته ها شدم در ویچر 3 بود، چرا که برای پیدا کردن راه کشتن یکی از غول ها باید چند صفحه در رابطه با این موجود مطلب می‌خواندم؛ اما آن ویچر است و تکلیفش معلوم! من انتظار دارم در یک بازی آر پی جی با عظمتی هم چون ویچر این اتفاق رخ دهد. اما هیچ گاه فکر نمی‌کردم در بازی ای هم چون فنتوم دکترین مجبور به این کار بشوم.

اتفاقا به شخصه طرفدار سبک ادونچر و معماهای مغز آب کن ولی جذاب هستم؛ ولی در این بازی شاهد معماهایی بی فایده، غیر ضروری و در عین حال زمان بر و حوصله سربر هستیم که نه تنها ضرب آهنگ بازی را نابود می‌کند، بلکه اعصاب شما را پس از خرد شدن در طی پایان رساندن مراحل باز هم در چرخ گوشت مجازی خود له و لورده می‌کند.

در یک کلام باید گفت این بازی تکلیفش با مخاطب مشخص نیست؛ حتی تکلیفش با خودش هم مشخص نیست! بازی می‌خواهد همه چیز باشد و در عین هیچ چیز نیست. نه می‌توان به آن یک بازی مخفی کاری لقب داد، نه می‌توان به آن یک بازی استراتژی نوبتی خوب گفت و نه حتی یک بازی ادونچر کامل. این گیم پلی گیج کننده مطمئنا هیچ گاه نمی‌تواند شما را آن قدر جذب کند که متقاعد شوید نیاز دارید تا پایان بازی را ببینید.

چشمانم را خوب می بندم تا شاید نشنوم
گرافیک بازی تنها به میزان لازم و کافی است، نه خوب است نه بد. اما رابط کاربری بازی فاجعه است. نوشته های مهم تو در تو با فونتی کوچک که چشمانتان را خیلی خوب آزار می‌دهد. صدا گذاری بازی هم آن قدر بد انجام شده که برای فهمیدن دیالوگ ها و سیر اتفاقات نیاز به خواندن متون متغیر روی صفحه باشید.

بازی این جا بیخیال عذاب دادنتان نمی‌‌شود و با موسیقی افتضاحش هارمونی دیوانه کردن شما را تکمیل می‌کند. واقعا ساختن موسیقی بد برای چنین تم تکراری با داشتن پشتوانه موسیقیایی غنی، کار سختی است که سازندگان بازی موفق به انجام دادنش شده اند. جالب این حا است که حتی همین موسیقی زجرآور هم اوریجینال نیست و می‌توانید ردپای همان موسیقی های ذکر شده را در آن پیدا کنید.

تنها نکته مثبت از نظر جنبه بصری و صوتی بازی، نشان گر های انتخاب های شما در طول مراحل است و بس. اما همین پدیده هم به دلیل داشتن تضاد نوری و اتمسفری با دیگر عناصر صفحه و رابط کاربری، اضافه به نظر می‌رسد. در مقاطعی از بازی واقعا دلتان می‌خواهد چشمانتان را ببندید و بازی را برای چند لحظه هم که شده فراموش کنید.

سرد و گرم
در کل اگر مجبور به پایان رساندن بازی برای نوشتن این نقد نبودم، فنتوم دکترین را در همان ساعت های اولیه رها می‌کردم! چرا باید یک بازی ای که این همه پتانسیل خوب را در خودش جای داده است را چنین به مسلخ خانه انتخاب های عجیب سازنده ها کشید؟ همه چیز آماده است تا هم چون سوهانی برنده و زبر، به جان سلول های خاکستری رنگ مغزتان بی‌افتد.

آخرین بازی ای که با موضوعیت جنگ سرد بازی کردم و چنین توانسته بود تم قوی ای را القا کند، متال گیر سالید 3 بود. حالا متال گیر سالید 3 را در نظر بگیرید، تمام نکات مثبتش به جز اتمسفرش را حذف کنید؛ تبریک می‌گویم، شما یک بازی ساختید! واقعا این قدر سخت بود که عنوانی هم چون فنتوم دکترین را با چنین تم جاسوسی-مخفی کاری قوی ای را همانند یک عنوان معمولی عرضه می‌شد؟

این اصرار سازندگان بر روی اضافه کردن المان های غیر ضروری بازی را به خاک و خون کشیده است. ای کاش کمی وقت و فکر بیشتری صرف ساخت چنین عنوانی می‌شد تا برای به پایان بردنش نیازی به اعصابی حقیقتا فولادین نبود. عنوانی که برای بازی کردنش مجبور هستید تا 40 دلار ناقابل نیز پرداخت کنید. با چنین قیمتی مشخص است که سازنده ها بازی کوچک خود را به هیچ وجه کوچک به حساب نمی‌آورند و به عنوان یک اثر جدی و قوی به آن می‌نگرند.